
موسسه تابان نهادی جهت حمایت از جامعه مدنی است. نقش اصلی آن تقویت کنشگران اجتماعی و ابتکارات مردمی از طریق فراهم کردن فرصتهای یادگیری، تعاملات فردی، و ایجاد فضاهایی برای بازاندیشی، گفتوگو و همکاری است. تابان بهجای ورود مستقیم در مسائل اجتماعی، میکوشد پرورش دانش و مهارتها را تسهیل کند. در همین راستا، موسسه تابان، به افراد و گروهها کمک میکند تا ضمن تقویت جهتگیری اخلاقی خود، تغییرات مثبتی در زمینه اجتماعیشان ایجاد کنند.
اگر میخواهید از تابان پشتیبانی کنید، اینجا کلیک کنید.دورهها

امید، معنا و پایداری
این کارگاه برای فعالان درگیر فشار، بیثباتی، ناامیدی و فرسودگی، بر پایه آموزههای هاروارد و منابع علمی معتبر روانشناسی مثبتگرا و عصبشناسی طراحی شده است.

حفاظت در برابر نظارت
این دوره شرکتکنندگان را با شیوههای رایج نظارت و گردآوری داده آشنا میکند و به آنها میآموزد چگونه با ارزیابی واقعبینانهی تهدیدها، از خود، ارتباطات و اطلاعات حساسشان بهتر محافظت کنند.

سلامت و امنیت کنشگر
این دوره به کنشگران کمک میکند تا با نگاهی همهجانبه، از سلامت و امنیت خود در ابعاد فردی، دیجیتال، روانی و عاطفی مراقبت کنند و شیوههای سالمتر، ایمنتر و پایدارتری برای کنشگری بیاموزند.

زیستن در میان تفاوتها
این دوره به شرکتکنندگان کمک میکند دیدگاههای متفاوت را بهتر بشنوند و بفهمند، و زمینههای مشترک برای همکاری پیدا کنند. دوره با بهرهگیری از رویکردهای مختلف طراحی شده و هدف آن تقویت تواناییِ باهمزیستن، باهماندیشیدن و اقدام مشترک در عین حفظ تفاوتهاست.
پروژهها
بازاندیشی کنشگری
در شرایطی که سرکوب، فرسودگی روانی، ناامنی، مهاجرت، و بیثباتی مزمن به بخشی از تجربهٔ زیستهٔ کنشگران تبدیل شده، این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت مییابد که کنش مدنی چگونه میتواند معنادار، اخلاقی و پایدار باقی بماند. بسیاری از الگوهای مرسوم کنشگری—که بر شتاب، هیجان، فداکاری بیوقفه و واکنشهای فوری استوارند—در برابر فرسایش طولانیمدت ناتواناند و خود به عامل فرسودگی فردی و جمعی تبدیل میشوند.

معنای ایرانی بودن
در قلب بحرانهای ایران، ابهامی است درباره معنای ایران و ایرانی بودن. ایران ماهیتی است که در واقعیت تاریخی بلندمدتی ریشه دارد، و محصول اندیشهورزی سیاسی یا تخیلات مجعول نیست. به جای تلاش برای تعریف ایران به اشکال صرفا انتزاعی یا حقوقی، ریشههای معنای ایران را باید در تاریخ و فرهنگهای متنوع مردمان آن یافت.

دیدگاهها

چرا جمعیت احساسات ما را شدیدتر میکند؟
تصور رایج این است که جمعیت عقل را میگیرد، اما دروری میگوید پژوهشها خلاف این را نشان میدهد: در جمعیت تفکر کم نمیشود، عوامل اجتماعی به آن افزوده میشود. وقتی افراد خود را «ما» میبینند، انتظار حمایت دارند و میتوانند کارهایی بکنند که تنها از عهدهشان برنمیآید؛ اگر این کارها بازتاب ارزشهایشان باشد، احساس توانمندی و شادی میآورد. سرایت خودکار احساس هم درست نیست، چون مردم معنای رفتار دیگران را ارزیابی میکنند. احساسات جمعی همانقدر معنادارند که احساسات خصوصی.
ادامه مطلب ←
چرا سیاست به امید نیاز دارد (اما دیگر الهامبخش نیست)
امید در سیاست غربی زمانی شعاری رایج بود و اکنون کمتر شنیده میشود. بسیاری از فیلسوفان امید را ضعیفتر از «انتظار» میدانستند. شتال میگوید امید سیاسی خاص است: موضوعش عدالت اجتماعی و ماهیتش جمعی است. چون مردم دربارهی ارزشهای نهایی اختلاف دارند، جز توافقی محدود نمیتوان انتظار داشت، اما میتوان با هم امید داشت که روزی بر سر آرمانهای بلندتر عدالت توافق شود، و این به عزتنفس شهروندان کمک میکند. او میپذیرد که شکافهای امروز چنین امیدی را دشوار کرده است.
ادامه مطلب ←
چگونه محلهی خود را بشناسیم
شناخت عمیقتر محله به خود ما و جامعه سود میرساند: همدلی را میپرورد و توانایی همکاری برای بحرانهای بزرگتر را تقویت میکند. گامها: محله را «بخوانید»؛ به تابلوها، صداها، ردپاها، معماری و مرزها توجه کنید؛ آن را در زمانهای گوناگون ببینید؛ مشارکت کنید، از کسبوکارهای محلی خرید کنید، گوش بدهید و به همسایگان سلام کنید؛ و چیزی از خود ببخشید: به شبکهای محلی بپیوندید یا داوطلب شوید. اینگونه اعتماد ساخته میشود و محلهها در برابر دشواریها مقاومتر میشوند.
ادامه مطلب ←
مادر ترزا بافضیلت بود اما دربارهٔ فضیلت اشتباه میکرد
مادر ترزا میگفت وظیفهی او کمک به تکتک افراد است، نه دخالت در نهادها و ساختارهای جامعه. نویسندگان میگویند این نگاه ناقص است. بیشتر نظریههای اخلاقی، فضیلت را در رفتار نیک با دیگران خلاصه میکنند، اما قوانین و نهادها هم رنجی گسترده میآفرینند. آنان راهی سوم پیشنهاد میکنند: «فضیلتهای ساختارمحور»، یعنی مهارتها و خصلتهایی که هر کس میتواند بیاموزد و با آنها به تغییر نظامهای اجتماعی کمک کند. چهار ویژگی دارند: دیدن ساختارها بهجای سرزنش افراد، فهمیدن طرز کار ساختارها، باور به قابلتغییر بودنشان، و اقدام عملی. پژوهشها نشان میدهد کسانی که فکر میکنند نهادها میتوانند تغییر کنند، بیشتر برای تغییرشان میکوشند. فعالان اجتماعی هم معمولاً خود را قهرمانی بیهمتا نمیدانند؛ کنار دوستان، همسایگان و خانوادهشان حاضر میشوند و به هم یاری میرسانند. پیام مقاله این است که خوب بودن فقط به رفتار با فرد مقابل ما محدود نیست، به ساختن و اصلاح جهان اجتماعی هم مربوط میشود.
ادامه مطلب ←
شکرگزاری را برگزینید. این کار شما را شادتر خواهد کرد.
آرتور بروکس از یک شام شکرگزاری پرماجرا در بارسلون آغاز میکند تا نشان دهد سپاسگزاری بیش از آنکه حسی خودبهخودی باشد، انتخابی است که میتوان آن را تمرین کرد و خلقوخو و روابط را دگرگون میکند.
ادامه مطلب ←
دالایی لاما و آرتور بروکس: همه ما میتوانیم چرخه نفرت را بشکنیم
دالایی لاما و آرتور بروکس از تناقضی مینویسند که در دل قطبیشدن جهان نهفته است: مردم عمیقاً خواهان همدلیاند و در عین حال بیوقفه در کشمکش. آنها نشان میدهند شکستن چرخه تحقیر از کجا آغاز میشود.
ادامه مطلب ←